شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سمندر داغها از آتش رخسار او داردکجا یاقوت تاب گرمی بازار او دارد
۲
نه تنها نقطه خاک است چون ناقوس ازو نالانکه چرخ از کهکشان هم بر کمر زنار او دارد
۳
به تیغ کوه خون خویش را چون لاله می ریزدزبس کبک خرامان خجلت از رفتار او دارد
۴
زخط سبز دارد طوطیان خوش سخن با خودکجا پروای طوطی لعل شکربار او دارد؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth