خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زچشم بد خدا آن پاک دامن را نگه داردکه این پروانه گستاخ در فانوس ره دارد
۲
شکستم شهپر دل را زبیباکی، ندانستمکه این باز سبک پرواز نقش دست شه دارد
۳
مسخر کرد خط آن روی آتشناک را آخرز آتش رو نتابد هر که از دلها سپه دارد
۴
نگردد تشنه خاک وطن سیراب در غربتکه یوسف بر لب نیل آرزوی آب چه دارد
صفحهٔ ۱ از ۳