خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بی طالع ما دلربای غافلی داردوگرنه بلبل از هر غنچه ای روی دلی دارد
۲
منم کز خاکساریها ندارم بهره ای، ورنهبه حاصل می رسد هر کس زمین قابلی دارد
۳
مروت نیست گوش نازک گل را خراشیدنوگرنه بلبل خاموش ما درددلی دارد
۴
نمی آید زشوق سنگ طفلان بر زمین پایمنماند بر زمین هر کس جنون کاملی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳