خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قامت سرو را از قد کشیدن باز می داردبه عارض رنگ گل را از پریدن باز می دارد
۲
من این رخسار حیرت آفرین کز یار می بینمسرشک گرمرو را از چکیدن باز می دارد
۳
مرا کرده است چون آیینه حیران مجلس آراییکه می را در رگ مست از دویدن باز می دارد
۴
من این مژگان گیرایی کز آن خوش چشم می بینمنگاه وحشیان را از رمیدن باز می دارد
صفحهٔ ۱ از ۴