خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لب نانی که از دامان سایل باز می داردتوانگر کشتی خود را زساحل باز می دارد
۲
زقرب یار، جان را جسم کاهل باز می داردکه از رفتار آب سهل را گل باز می دارد
۳
حضور خانه از دریا نگردد سیل را مانعکجا ما را زقطع راه، منزل باز می دارد؟
۴
که عاشق را زقرب یار مانع می تواند شد؟ادب پروانه ما را زمحفل باز می دارد
صفحهٔ ۱ از ۴