شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۲۹۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل بیمار من ناز مداوا برنمی‌داردگرانی از دمِ جان‌بخش عیسی بر نمی‌دارد
۲
نماند از خون دل چندان که مژگانی کنم رنگینهمان دست از دل آن مژگان گیرا برنمی‌دارد
۳
مگر با خار دیوارش نظربازی کنم، ورنهگل این بوستان بار تماشا برنمی‌دارد
۴
مبادا هیچ کافر را الهی خصم کم‌فرصت!به ترک سرفلک دست از سر ما برنمی‌دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth