خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۲۹۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به ذوق آشتی از دوستان رنجیدنی داردبساط دوستداری چیدن و واچیدنی دارد
۲
اگر نتوان بر آن زلف سیه چون شانه پیچیدنبه یاد او دل شبها به خود پیچیدنی دارد
۳
نشویی گر به شبنم گرد راه این غریبان راچو گل بر روی مرغان چمن خندیدنی دارد
۴
خزان ناامیدی گرورق را برنگرداندنهال آرزومندی عجب بالیدنی دارد
صفحهٔ ۱ از ۴