شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدح لبریز چون شد از شراب ناب می لرزدبه قدر آب بر خود گوهر سیراب می لرزد
۲
چنان از شور چشمان بر صفای وقت می لرزمکه بر آیینه های صیقلی سیماب می لرزد
۳
نیفکنده است پیری خواجه را این رعشه بر اعضاکه از دلبستگیها بر سر اسباب می لرزد
۴
نلرزد هیچ کس بر دولت بیدار در عالمبه عنوانی که دل بر دیده بیخواب می لرزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth