خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به عزم رقص چون سرو قباپوش تو برخیزدزغیرت خون گل یک نیزه از جوش تو برخیزد
۲
زخجلت باغبان بر خاک مالد روی گلها راغبار خط چو از رخسار گلپوش تو برخیزد
۳
به استقبال یوسف وا کند آغوش پیراهنعبیری را که از صبح بناگوش تو برخیزد
۴
غبار خط مناسب نیست آن رخسار نازک رامگر گرد یتیمی از در گوش تو برخیزد
صفحهٔ ۱ از ۳