خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زرخسار تو رنگ از گلشن ایجاد می خیزدزرفتار تو از آب روان فریاد می خیزد
۲
به هر گلشن که با آن قد رعنا جلوه گر گردیبه تعظیم تو سرو از جای خود آزاد می خیزد
۳
ز آب آیینه روشن پذیرد زنگ و شیرین رازدل زنگار از تردستی فرهاد می خیزد
۴
کجا خون می تواند شست رنگ از غنچه پیکان؟به می کی گرد کلفت از دل تا شاد می خیزد؟
صفحهٔ ۱ از ۲