خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل هر کس به تعظیم سخن از جا نمی خیزدقیامت گر به بالینش رسد بر پا نمی خیزد
۲
چنین دستی که در دل رخنه کردن آسمان داردعجب دارم که گوهر سفته از دریا نمی خیزد
۳
نگردد گرد کلفت کم به آه از سینه عاشقبه افشاندن غبار از دامن صحرا نمی خیزد
۴
نبرد از دل وصال یار بیرون زهر هجران رابه می زنگار هرگز از دل مینا نمی خیزد
صفحهٔ ۱ از ۳