شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترا از ساده لوحی هر که گل در پیرهن ریزدخس و خاشاک در جیب و گریبان سمن ریزد
۲
تو با آن قد موزون چون به باغ آیی عجب نبودکه طوق قمریان از رعشه سرو چمن ریزد
۳
عقیق از منت خشک سهیل آسوده می گردداگر لعل لبش ته جرعه بر خاک یمن ریزد
۴
زشمعی برگ آسایش طمع دارم که از شوخیپر پروانه جای برگ گل در پیرهن ریزد
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth