خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۰۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر در دام او اشکی دل دیوانه می ریزدزچشم دوربینی خونبهای دانه می ریزد
۲
چنان افسرده شد هنگامه بر گرد سرگشتنکه گرد از مصحف بال و پر پروانه می ریزد
۳
برو ناصح نمکدان نصیحت در دلم مشکنکه شور محشر از زنجیر این دیوانه می ریزد
۴
مرا بی دانه در دام خود آورده است صیادیکه اشک شادی مرغان به دامش دانه می ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲