شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۰۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زیاد آن ستمگر از رخ من رنگ می ریزددل این شیشه نازک زنام سنگ می ریزد
۲
نمی دانم چه می سازد درین بستانسرا دیگرکه از گل باز معمار بهاران رنگ می ریزد
۳
نبیند زرد رویی در خزان از تنگدستیهادر ایام خزان هر کس می گلرنگ می ریزد
۴
مترس از ناله ما بیدلان ای دشمن ایمانکه اول بیجگر از خود سلاح جنگ می ریزد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth