شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا از غفلت خود بر سر این بیداد می‌آیدنباشد صید اگر غافل چه از صیاد می‌آید؟
۲
به کوشش نیست دولت، پا به دامان توکل کشکه سرو از خاک بیرون با دل آزاد می‌آید
۳
دل بی‌صبر خواهد توتیا کرد استخوانش رابه این تمکین که شیرین بر سر فرهاد می‌آید
۴
چرا بر یکدگر دارند غیرت کشتگان تو؟رقم یکدست اگر از خامه فولاد می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth