شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۱۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل از مژگان خواب‌آلود در زنهار می‌آیدبلای جان بود تیغی که لنگردار می‌آید
۲
میانجی نیست حاجت نقطه و پرگار وحدت راسر همت بلندان خود به پای دار می‌آید
۳
ندارد جنگ با هم شیوه مستوری و مستیز جوش می به گوشم بانگ استغفار می‌آید
۴
ز قید صد گره در یک گره می‌افکند خود راکسی کز حلقه تسبیح در زنار می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth