خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به آیین تمام از خُم شراب صاف میآیدعجب فوج پریزادی ز کوه قاف میآید!
۲
اگر از پرده شب ظلمت غفلت هوا گیردز خط هم آن ستمگر بر سر انصاف میآید
۳
مخور بر دل مرا تا برخوری از فکر رنگینمکه از مینای بر هم خورده می ناصاف میآید
۴
اگر آب حیات معنیم ریزند در ساغربه چشم وحشتم موج سراب لاف میآید
صفحهٔ ۱ از ۳