شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کار سینه‌صافان دیده روشن نمی‌آیدکه نور خانه آیینه از روزن نمی‌آید
۲
سرافرازی اگر داری طمع سر در گریبان کشکز این دریا برون کس بی‌فرو رفتن نمی‌آید
۳
چه حاصل از سلاح آن را که نبود جوهر ذاتی؟چو دل محکم نباشد کاری از جوشن نمی‌آید
۴
نمی‌سازد نگین دان لعل را بی‌آب از تنگیبه افشردن برون خونم از ان دامن نمی‌آید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth