شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به هر نامحرمی عاشق لب اظهار نگشایدگل این باغ، دفتر در حضور خار نگشاید
۲
شکایت نامه ما سنگ را در گریه می آردالهی هیچ کافر مهر ازین طومار نگشاید؟
۳
هوادار سر زلف صنم چون شمع می بایدکه گر در آتش افتد از میان زنار نگشاید
۴
نگه خون گشت در چشمم زبس نادیدنی دیدمالهی هیچ کس آیینه در بازار نگشاید!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth