خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غبار کلفت از دل ساغر سرشار می شویدکه گرد راه سیل از خود به دریا بار می شوید
۲
صدف در سینه دریای تلخ از فیض خاموشیدهان خود به آب گوهر شهوار می شوید
۳
ز ابروی بخیلان گنج بیرون می برد تلخیاگر آب گهر زهر از دهان مار می شوید
۴
نشست از صفحه دل گریه امید وصالش راعرق کی آرزو از سینه بیمار می شوید؟
صفحهٔ ۱ از ۳