شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قطره بیجگری کز نظر ما افتدشور حشری شود و در دل دریا افتد
۲
خون فرهاد سر از خواب عدم برداردآتش لاله چو در دامن صحرا افتد
۳
عذر زندانی بی جرم چه خواهد گفتن؟چشم یعقوب چو بر چشم زلیخا افتد
۴
صائب از عمر همین کام تمنا داردکه ز هند آید و در خاک نجف وا افتد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth