شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۲۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر شوریده ز تسلیم به سامان گردددل پریشان نشود دیده چو حیران گردد
۲
از پریشانی دل خانه تن زندان استغنچه شو تا نفس تنگ گلستان گردد
۳
از گشایش نبود بهره تهی مغزان راپسته پوچ محال است که خندان گردد
۴
چه کشی تیغ به رخساره گلرنگ، که خطکافری نیست که از تیغ مسلمان گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth