خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم پرکار تو در پرده بیانها دارددر تبسم لب جان بخش تو جانها دارد
۲
از دل سنگ تو بر کوه بود پشت بلافتنه از زلف تو در دست عنانها دارد
۳
چون جهد صید ز تیر تو، که از چین جبینقدر انداز نگاه تو کمانها دارد
۴
خم ابروی تو غافل نشود از دلهاکه کماندار توجه به نشانها دارد
صفحهٔ ۱ از ۴