خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خصم را عقل مقید به تحمل داردسیل را ریگ مسخر به تنزل دارد
۲
از ثبات قدم ما دل تیغ آب شودسیل در بادیه ما خطر از پل دارد
۳
بس که چشمم ز پریشان نظری ترسیده استنخورم آب ازان چشمه که سنبل دارد
۴
حیرت روی تو از هوش چمن را برده استشبنم آیینه به پیش نفس گل دارد
صفحهٔ ۱ از ۲