خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خور مزد فلک کار به آدم داردخوردن نعمت عالم غم عالم دارد
۲
نخل خشکی است کزاو دست کشیده است بهارهر که را عشق ز آفات مسلم دارد
۳
ماتم و سور جهان دست در آغوش همندکه مه عید به دنبال محرم دارد
۴
نیست پیشانی واکرده درین سبز چمنجبهه گل گره از قطره شبنم دارد
صفحهٔ ۱ از ۴