شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ذره‌ام چشم به خورشید لقایی دارداستخوانم سر پیوند همایی دارد
۲
منزل ماست که چون ریگ روان ناپیداستور نه هر قافله‌ای راه به جایی دارد
۳
درد درمان طلبی‌هاست که بی‌درمان استور نه هر درد که دیدیم دوایی دارد
۴
بحر اگر بر صدف گوهر خود می نازددامن بادیه هم آبله پایی دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth