خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون غنچه سر خود به گریبان نبردوقت رفتن ز گلستان لب خندان نبرد
۲
از جهان قسمت ارباب نظر حیرانی استنرگس از باغ به جز دیده حیران نبرد
۳
چشم ما شور بود، ورنه کدامین ذره استکز تماشای تو خورشید به دامان نبرد
۴
خط گستاخ چها با گل روی تو نکردمور اینجاست که فرمان سلیمان نبرد
صفحهٔ ۱ از ۴