شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۳۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روز و شب بر من مهجور به تلخی گذردعید و نوروز به رنجور به تلخی گذرد
۲
ندهد کنج قناعت به دو عالم قانعاز سر تنگ شکر مور به تلخی گذرد
۳
تلخی و شوری و شیرینی آب از خاک استعمر در عالم پرشور به تلخی گذرد
۴
زندگی را نبود چاشنی بی مستیعمر در باغ به انگور به تلخی گذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth