خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهارست سرانجام زری باید کردبه خرابات ز مسجد گذری باید کرد
۲
زر به زر هر که دهد نیست پشیمان شدنشنقد جان صرف ره سیمبری باید کرد
۳
پیش ازان کاین دل صد پاره پریشان گرددفکر شیرازه موی کمری باید کرد
۴
خس و خاشاک به دریا نرسد بی سیلابسر فدای قدم راهبری باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۴