خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا حیا قطع نظر زان گل رخسار نکردمور خط رخنه در آن لعل شکربار نکرد
۲
دهن غنچه تصویر، تبسم زده شددل ما نوبر یک خنده سرشار نکرد
۳
رفت چون آبله هر بدگهری دست بدستگوهر ما ز صدف روی به بازار نکرد
۴
چشم بر شربت خون دو جهان دوخته استخویش را چشم تو بی واسطه بیمار نکرد
صفحهٔ ۱ از ۲