خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند جان سختی ما سنگ ره ما باشد؟صدف ما گره خاطر دریا باشد
۲
رحمت آن نیست که طاعت نکند عصیان راسیل یک لحظه غبار دل دریا باشد
۳
نیستم عقل که مردود نظرها باشمدرد عشقم که مرا در همه دل جا باشد
۴
طالب گوهر عشقی، دل روشن به کف آرلگن شمع تجلی ید بیضا باشد
صفحهٔ ۱ از ۳