خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی بزم اگر آن دلبر رعنا باشددور اول همه را نشأه دوبالا باشد
۲
از هوای شب آدینه مجو صافدلیدرد می در قدح آخر مینا باشد
۳
دور ازان بزم شرابی به قدح می ریزمکه کبابش همه از سینه عنقا باشد
۴
داغ این است که در سینه من پهن شده استلاله آن نیست که در دامن صحرا باشد
صفحهٔ ۱ از ۲