خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۴۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خویش را گر ز خور و خواب توانی گذراندکشتی خود سبک از آب توانی گذراند
۲
راه چون آبله در پرده دلها یابیگر به یک ساغر خوناب توانی گذراند
۳
باده جان تو آن روز شود روشن و صافکز سراپرده اسباب توانی گذراند
۴
در شبستان عدم صبح امید تو شودهر شبی را که به مهتاب توانی گذراند
صفحهٔ ۱ از ۳