شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
قدرت حرف گرفتند و زبانم دادندپای رفتار شکستند و عنانم دادند
۲
آب را در جگر سنگ حصاری کردندجگری تشنه تر از ریگ روانم دادند
۳
ظاهر و باطن من آینه یکدگرندسینه ای صافتر از آب روانم دادند
۴
چشم پوشیده تماشای رخش می کردمبه چه تقصیر دو چشم نگرانم دادند؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth