خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از لب خشک مهیا لب نانم کردندفارغ از نعمت الوان جهانم کردند
۲
پیچ و تابی که به دل داشتم از خاموشیعاقبت جوهر شمشیر زبانم کردند
۳
خار صحرای ملامت پر و بالی است مراتا ز بیتابی دل برق عنانم کردند
۴
مدتی غنچه صفت سر به گریبان بردمتا درین باغ چو گل خنده زنانم کردند
صفحهٔ ۱ از ۵