خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غنچه هایی که درین سبز چمن خنده زدندای بسا زخم نمایان به دل زنده زدند
۲
محو یکتایی نقاش نگردید کسیهمه چون آینه بر نقش پراکنده زدند
۳
شکوه از بخت نکردند سبکرفتاراندر دل ابر سیه برق صفت فرخنده کردند
۴
غفلت خویش گزیدند به بیداری بختساده لوحان که در طالع فرخنده زدند
صفحهٔ ۱ از ۳