خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۵۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنده حسن خداداد شوم همچو کلیمآتش داغ من از مجمره طور بود
۲
چاک در پرده زنبوری انگور افکندشیوه دختر رز نیست که مستور بود
۳
عیش بی غم نتوان یافت به عالم صائبنیش زنبور نهان در دل انگور بود
۴
دار هر چند به ظاهر ز ثمر عور بودثمر پیشرس او سر منصور بود
صفحهٔ ۱ از ۲