شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانه خال تو روزی که مرا در دل بودحاصل روی زمین از من بی حاصل بود
۲
مست نازی که تسلی به خبر بودم ازودر میان من و او بیخبری حایل بود
۳
نیست امروز غم روی زمین بر دل مندایم این آینه را آینه دان از گل بود
۴
ریخت در دامن صحرای جنون باد بهارنقد رازی که مرا غنچه صفت در دل بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth