شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل دیوانه من قابل زنجیر نبودورنه کوتاهی ازان زلف گرهگیر نبود
۲
عمر مردم همه در پرده حیرانی رفتعالم خاک کم از عالم تصویر نبود
۳
کار بر نعمت الوان جهان می شد تنگاگر از خوردن دل، دیده ما سیر نبود
۴
وحشت آن به که ز تکرار دوبالا نشودخواب آشفته ما قابل تعبیر نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth