شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر آشفته ز دستار بسامان نشودجمع گردیدن کف لنگر طوفان نشود
۲
گل چو خندید محال است دگر غنچه شودسر چو آشفته شد از عشق، بسامان نشود
۳
شوخی حسن عیان می شود از پرده شرمبرق از ابر محال است نمایان نشود
۴
پنبه نازده حلاج ز حق می خواهدمغز منصور محال است پریشان نشود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth