خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم دارم که مه نو سفرم باز آیدروشنی بخش چراغ نظرم باز آید
۲
چون صدف مشرق خمیازه شده است آغوشمبه امیدی که گرامی گهرم باز آید
۳
نفس پا به رکابم دم عیسی گردداگر آن مایه جانها ز درم باز آید
۴
به پر کاغذی از آتش هجران گذرمنامه در دست اگر نامه برم باز آید
صفحهٔ ۱ از ۲