خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به کف شعله اگر نقد شرر میآیددل رم کرده ما هم ز سفر میآید
۲
دست پیچیدن و دل بردن و پنهان گشتنهرچه میگویی از آن موی کمر میآید
۳
چرخ را آه شرربار من از جا برداشتدیگ کمحوصلگان زود به سر میآید
۴
هست تا بر فلک از اختر سیار اثرسنگ بر شیشه ارباب هنر میآید
صفحهٔ ۱ از ۲