شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم آیینه گر از خواب بهم می آیدمژه عاشق بیتاب بهم می آید
۲
خون گرم است علاج دهن شکوه زخمرخنه دل ز می ناب بهم می آید
۳
خس و خاری که درین دامن صحرا پهن استبه سبکدستی سیلاب بهم می آید
۴
در دل صاف نماند اثر تیغ زبانزخم این آینه چون آب بهم می آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth