شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خانه بر دوش غریبی ز وطن می‌آیدرو خراشیده عقیقی به یمن می‌آید
۲
آنچه بر زلف ایاز از دهن تیغ نرفتاز حسودان به سر زلف سخن می‌آید
۳
حرم عصمت یوسف چه نشاط‌انگیز استطفل یک‌روزه در آنجا به سخن می‌آید
۴
خاطرش آینهٔ برگ خزان می‌گرددهرکه بی‌بادهٔ گلگون به چمن می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth