شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه همین دل ز سر زلف تو مفتون گردیدهرکه پیوست به این سلسله مجنون گردید
۲
حسن از تربیت عشق زبان آور شدسرو در زیر پر فاخته موزون گردید
۳
شب مهتاب بود روز سیه در نظرشدل هرکس که در آن طره شبگون گردید
۴
بخل آن روز دوانید رگ و ریشه به خاککه زمین پرده مستوری قارون گردید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth