خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز درد و داغ دل تیره خوش جلا گرددز گلخن آینه تار باصفا گردد
۲
یکی هزار کند شوق را جدایی اصلکه قطره سیل شود سوی بحر وا گردد
۳
تو سعی کن که به سعادت رسیدگان پیوندکه استخوان به هما چون رسد هما گردد
۴
به خاکبوس حریمش برهنه می آیندکسی که چون حرم کعبه یک قبا گردد
صفحهٔ ۱ از ۴