خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۶۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دیده آب اگر از آفتاب میگردددل از نظاره روی تو آب میگردد
۲
میی که چشم تو زان کاسهکاسه مینوشدبه یک پیاله سر آفتاب میگردد
۳
تو چون به جلوه درآیی، ز شرمساری سروز طوق فاخته پا در رکاب میگردد
۴
به غیر بوسه، که از سرگذشتگان دیگرحریف آن لب حاضرجواب میگردد؟
صفحهٔ ۱ از ۳