شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۶۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سری که در ره او بی کلاه می گرددفلک سوار چو خورشید و ماه می گردد
۲
ز داغ لاله سیراب می توان دریافتکه دل ز باده گلگون سیاه می گردد
۳
مبر ز قرب خسان آبروی خود زنهارکه کهربا سبک از برگ کاه می گردد
۴
ز رهبران چه توقع، ز همرهان چه امید؟مرا که نقش قدم سنگ راه می گردد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth