شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۳۷۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی بردنمرده از سر خود دردسر توانی برد
۲
کمر نبسته به قصد هلاک خود چون شمعکجا ز بزم جهان تاج زر توانی برد؟
۳
ز شاخ خشک تو آن روز گل توانی چیدکه در بهار سری زیر پر توانی برد
۴
ترا ستیزه به گردون خوش است در وقتیکه التجا به سپهر دگر توانی برد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth