خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۳۷۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذردچو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد
۲
گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشایداگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد
۳
ملایمت سپر سیل حادثات بودشراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد
۴
به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابرز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد
صفحهٔ ۱ از ۲